مصرع نخست · شماره 93از درمی چند که بودیش نیستشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.90داغ دل از حسرت درهم مباش#91باش در ایوان کرم صف نشین#92ریز چو همیان درم از آستین#93از درمی چند که بودیش نیستانتخابشده94پیش خردمند وجودیش نیست#95چیست ترا ای همه تن حرص وآز#96همچو خم زر دهن از خنده باز#دربارهٔ این سطرسطر شماره 93 از «حکایت» است.سطر پیشینریز چو همیان درم از آستین→سطر بعدیپیش خردمند وجودیش نیست←