مصرع نخست · شماره 17بده گرمی دل افسرده ام راشاعروحشیاثرسرآغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14چکد گر آب ازو، آبی ندارد#15دلی افسرده دارم سخت بی نور#16چراغی زو به غایت روشنی دور#17بده گرمی دل افسرده ام راانتخابشده18فروزان کن چراغ مرده ام را#19ندارد راه فکرم روشنایی#20ز لطفت پرتوی دارم گدایی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «سرآغاز» است.سطر پیشینچراغی زو به غایت روشنی دور→سطر بعدیفروزان کن چراغ مرده ام را←