مصرع دوم · شماره 18فروزان کن چراغ مرده ام راشاعروحشیاثرسرآغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.15دلی افسرده دارم سخت بی نور#16چراغی زو به غایت روشنی دور#17بده گرمی دل افسرده ام را#18فروزان کن چراغ مرده ام راانتخابشده19ندارد راه فکرم روشنایی#20ز لطفت پرتوی دارم گدایی#21اگر لطف تو نبود پرتو انداز#دربارهٔ این سطرسطر شماره 18 از «سرآغاز» است.سطر پیشینبده گرمی دل افسرده ام را→سطر بعدیندارد راه فکرم روشنایی←