مصرع نخست · شماره 117چنان آزرده گشتش طبع نازکشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.114که دادش عشوه ماه قصب پوش#115اگر چه بود شهد زهر مانند#116به جانش یک جهان تلخی پراکند#117چنان آزرده گشتش طبع نازکانتخابشده118که عاجز گشت نازش در تدارک#119بشد با گریه های خنده آلود#120لبش پر زهر و زهرش شکر اندود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 117 از «حکایت» است.سطر پیشینبه جانش یک جهان تلخی پراکند→سطر بعدیکه عاجز گشت نازش در تدارک←