مصرع نخست · شماره 17
حلی چون آفتاب و حله چون صبح از برافکنده
شاعرخاقانیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 14
رقیبش گفت پندارم لب تبخاله دار است این
# - 15
لبش زنهار می کرد از لبم گفتم معاذ الله
# - 16
قصاص خون همی خواهم چه جای زینهار است این
# - 17
حلی چون آفتاب و حله چون صبح از برافکنده
انتخابشده - 18
گرفتم در برش گفتم که ماهم در کنار است این
# - 19
رقیب آمد که بیرونش کنم مژگان بر ابرو زد
# - 20
که این مایه ندانی تو که ما را یار غار است این
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 17 از «غزل شماره ۲۹۱ - شب من دام خورشید است گوئی زلف یار است این...» است.