مصرع دوم · شماره 18
گوئی زدش زنبور دی چون دید عریان صبح را
شاعرخاقانیقالبترکیببند
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
با صبح خوش درکش عنان برجه رکاب می ستان
# - 16
کز کم حیاتی در جهان تنگ است میدان صبح را
# - 17
بر روی صبح از ژاله خوی، خوی سرد بین بر روی وی
# - 18
گوئی زدش زنبور دی چون دید عریان صبح را
انتخابشده - 19
بستان ز ساقی جام زر، هم بر رخ ساقی بخور
# - 20
وقت دو صبح آن لعل تر در ده سه گردان صبح را
# - 21
کیخسروانه جام می خون سیاوش رنگ وی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 18 از «شماره ۲ - در مدح خاقان کبیر جلال الدین والدنیا شروان شاه اخستان» است.