کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 11

گفت: بیخت بکنم، گر گل وصلم جویی

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 8

    بر میان کفر همی بندم و زنارم هست

    #
  2. 9

    در نهان چاره بند غم او می سازم

    #
  3. 10

    با کسی گر سخنی نیز به ناچارم هست

    #
  4. 11

    گفت: بیخت بکنم، گر گل وصلم جویی

    انتخاب‌شده
  5. 12

    بکند بیخ من آن دلبر و اقرارم هست

    #
  6. 13

    زر طلب می کند آن ماه و ندارم زر، لیک

    #
  7. 14

    تن بی زور و رخ زرد و دل زارم هست

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 11 از «غزل شماره ۱۱۶ - در گمانی که: به غیر از تو کسی یارم هست؟...» است.