کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 23

رخ از محبت او، اوحدی، نشاید تافت

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 20

    وگر نه مرغ تواند به آشیانی رفت

    #
  2. 21

    سفر کنیم ز کوی تو عاقبت روزی

    #
  3. 22

    اگر به دزد نگویی که: کاروانی رفت

    #
  4. 23

    رخ از محبت او، اوحدی، نشاید تافت

    انتخاب‌شده
  5. 24

    گرش ز جور و جفا با تو امتحانی رفت

    #
  6. 25

    سرت به تیغ غمش گر ز تن جدا گردد

    #
  7. 26

    دریغ نیست، که در پای مهربانی رفت

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 23 از «غزل شماره ۱۵۴ - سری که دید؟ که در پای دلستانی رفت...» است.