کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 11

چو بر جانم زدی زخمی، به لطفش مرهمی می نه

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 8

    بصر مشکل ببیند چونکه غرق آب و نم باشد

    #
  2. 9

    مکن دعوت به شیرینی مرا ز آن لب که در جنت

    #
  3. 10

    خسیسی گوید از حلوا، که در بند شکم باشد

    #
  4. 11

    چو بر جانم زدی زخمی، به لطفش مرهمی می نه

    انتخاب‌شده
  5. 12

    ز بهر این دل خسته نکو بنگر که هم باشد

    #
  6. 13

    چنین معشوقه ای در شهر و آنگه دیدنش مشکل

    #
  7. 14

    کسی کز پای بنشیند به غایت بی قدم باشد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 11 از «غزل شماره ۲۳۳ - گدایی را که دل در بند یار محتشم باشد...» است.