مصرع نخست · شماره 17
گفتا: بخواهم کشتنت روزی، چو گفتم: خون بها؟
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 14
از بوسه دزدی توبه کن، کین جا درختست و رسن
# - 15
گوید که: «سن سن» ترک من، چون گویمش نامهربان
# - 16
ور مهربان میخوانمش اینرا نمیگوید که: «سن»
# - 17
گفتا: بخواهم کشتنت روزی، چو گفتم: خون بها؟
انتخابشده - 18
بنمود روی خود که: هان! گفتم: زهی وجه حسن!
# - 19
هر ساعتی شکر به من ز آن پسته من من می دهد
# - 20
گر نیست ساحر؟ چون دهد از پسته ای شکر به من؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 17 از «غزل شماره ۵۹۳ - از عشق دوری چون کنم؟ کین عشق مستوری شکن...» است.