مصرع نخست · شماره 15
گوید که: «سن سن» ترک من، چون گویمش نامهربان
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
بر سینه زخمی میزند کان را نبیند پیرهن
# - 13
بر سرو قدش زلف را، دل دید و با وی گفت: هی!
# - 14
از بوسه دزدی توبه کن، کین جا درختست و رسن
# - 15
گوید که: «سن سن» ترک من، چون گویمش نامهربان
انتخابشده - 16
ور مهربان میخوانمش اینرا نمیگوید که: «سن»
# - 17
گفتا: بخواهم کشتنت روزی، چو گفتم: خون بها؟
# - 18
بنمود روی خود که: هان! گفتم: زهی وجه حسن!
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «غزل شماره ۵۹۳ - از عشق دوری چون کنم؟ کین عشق مستوری شکن...» است.