مصرع نخست · شماره 13
بر سرو قدش زلف را، دل دید و با وی گفت: هی!
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
چون من بکلی او شدم،خود چون توان گفت او و من؟
# - 11
ما را سپر کردن چه سود؟ اینجا، که دست عشق او
# - 12
بر سینه زخمی میزند کان را نبیند پیرهن
# - 13
بر سرو قدش زلف را، دل دید و با وی گفت: هی!
انتخابشده - 14
از بوسه دزدی توبه کن، کین جا درختست و رسن
# - 15
گوید که: «سن سن» ترک من، چون گویمش نامهربان
# - 16
ور مهربان میخوانمش اینرا نمیگوید که: «سن»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «غزل شماره ۵۹۳ - از عشق دوری چون کنم؟ کین عشق مستوری شکن...» است.