مصرع دوم · شماره 10
چون من بکلی او شدم،خود چون توان گفت او و من؟
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
زان چهره چون یاد آورم،در گور، بعد از سالها
# - 8
اشکم برویاند علف، آهم بسوزاند کفن
# - 9
من می توانم جان خود در پای او کردن ولی
# - 10
چون من بکلی او شدم،خود چون توان گفت او و من؟
انتخابشده - 11
ما را سپر کردن چه سود؟ اینجا، که دست عشق او
# - 12
بر سینه زخمی میزند کان را نبیند پیرهن
# - 13
بر سرو قدش زلف را، دل دید و با وی گفت: هی!
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «غزل شماره ۵۹۳ - از عشق دوری چون کنم؟ کین عشق مستوری شکن...» است.