کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 14

رخت آشناست، حالی، دلت آشنای من کن

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 11

    چه زنی به تیغ و تیرم؟ چه نخواهم از تو بوسی

    #
  2. 12

    رخ چون سپر که داری سپر بلای من کن

    #
  3. 13

    به دو روزه آشنایی چه نهی سپاس بر من؟

    #
  4. 14

    رخت آشناست، حالی، دلت آشنای من کن

    انتخاب‌شده
  5. 15

    همه پیرهن قبا شد ز غم تو بر تن من

    #
  6. 16

    تو ز ساعد و بر خود کمر و قبای من کن

    #
  7. 17

    چو بلای اوحدی را ز سر تو دور کردم

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 14 از «غزل شماره ۶۳۰ - نفسم گرفت ازین غم، نفسی هوای من کن...» است.