مصرع نخست · شماره 11
با گوی و چوگان،ای پسر، روزی به میدان برگذر
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
چون در حریفی دم زدی، رخ با حریفان تازه کن
# - 9
ای یار نافرمان من وی در کمین جان من
# - 10
ای دیدنت درمان من، دردم به درمان تازه کن
# - 11
با گوی و چوگان،ای پسر، روزی به میدان برگذر
انتخابشده - 12
هم آب گل رویان ببر، هم خاک میدان تازه کن
# - 13
چون اوحدی زان تو شد، محکوم فرمان تو شد
# - 14
رخ را، چو مهمان تو شد، در روی مهمان تازه کن
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «غزل شماره ۶۳۱ - جانا، به حق دوستی، کان عهد و پیمان تازه کن...» است.