کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 7

ای که نمی زنم دمی جز به خیال لعل تو

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    بر سر من سپر کشی، بر دل من علم زنی

    #
  2. 5

    از «نعم» و «بلی» بود با همه کس حدیث تو

    #
  3. 6

    با من خسته دل چرا این همه «لا» و «لم» زنی؟

    #
  4. 7

    ای که نمی زنم دمی جز به خیال لعل تو

    انتخاب‌شده
  5. 8

    گر به کف من اوفتی،کی بهلم که دم زنی؟

    #
  6. 9

    شاد کجا شود ز تو این دل ناتوان من؟

    #
  7. 10

    چون تو به روز هجر خود این همه تیر غم زنی

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «غزل شماره ۸۴۴ - صبح دمی که گرد رخ زلف شکسته خم زنی...» است.