مصرع نخست · شماره 41بنبستی دری که نگشودیشاعراوحدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.38در عیان همچو گل شکفته رخت#39خالق هر چه بود و هست تویی#40آنکه بگشود وانکه بست تویی#41بنبستی دری که نگشودیانتخابشده42هستی امروز و باشی و بودی#43از عدم در وجود میری#44پیش خود در سجود میری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 41 از «سر آغاز» است.سطر پیشینآنکه بگشود وانکه بست تویی→سطر بعدیهستی امروز و باشی و بودی←