مصرع دوم · شماره 12زان نبیند کسی خراب او راشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.9باغبانش ز دور ناظر بود#10داد پاسخ که نیک حاضر بود#11گفت: عدل تو داد آب او را#12زان نبیند کسی خراب او راانتخابشده13پادشاهی به زور باشد و مرد#14مرد را مال دوست داند کرد#15مال کس بی عمارتی ننهاد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 12 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت: عدل تو داد آب او را→سطر بعدیپادشاهی به زور باشد و مرد←