مصرع نخست · شماره 13پادشاهی به زور باشد و مردشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.10داد پاسخ که نیک حاضر بود#11گفت: عدل تو داد آب او را#12زان نبیند کسی خراب او را#13پادشاهی به زور باشد و مردانتخابشده14مرد را مال دوست داند کرد#15مال کس بی عمارتی ننهاد#16وین عمارت به عدل باشد و داد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 13 از «حکایت» است.سطر پیشینزان نبیند کسی خراب او را→سطر بعدیمرد را مال دوست داند کرد←