مصرع دوم · شماره 14مرد را مال دوست داند کردشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.11گفت: عدل تو داد آب او را#12زان نبیند کسی خراب او را#13پادشاهی به زور باشد و مرد#14مرد را مال دوست داند کردانتخابشده15مال کس بی عمارتی ننهاد#16وین عمارت به عدل باشد و داد#17از عمارت نظر مدار دریغ#دربارهٔ این سطرسطر شماره 14 از «حکایت» است.سطر پیشینپادشاهی به زور باشد و مرد→سطر بعدیمال کس بی عمارتی ننهاد←