مصرع دوم · شماره 8چشم عیسی ز رحم خواب نکردشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5برد یکشب ز رحمت آن بیخواب#6خر خود را دویست بار به آب#7هر پیی کش ببرد آب نخورد#8چشم عیسی ز رحم خواب نکردانتخابشده9جمع حواریان چو آن دیدند#10روزش از سر آن بپرسیدند#11گفت: او را زبان گفتن نیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «حکایت» است.سطر پیشینهر پیی کش ببرد آب نخورد→سطر بعدیجمع حواریان چو آن دیدند←