مصرع دوم · شماره 14پیش جبار آب من ببردشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.11گفت: او را زبان گفتن نیست#12گر شود تشنه جای خفتن نیست#13بار من برده، آب اگر نخورد#14پیش جبار آب من ببردانتخابشده15من سیر آب چون توانم خفت؟#16کو شود تشنه و نداند گفت#17خواجگی بندگیست خالق را#دربارهٔ این سطرسطر شماره 14 از «حکایت» است.سطر پیشینبار من برده، آب اگر نخورد→سطر بعدیمن سیر آب چون توانم خفت؟←