مصرع دوم · شماره 16کو شود تشنه و نداند گفتشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.13بار من برده، آب اگر نخورد#14پیش جبار آب من ببرد#15من سیر آب چون توانم خفت؟#16کو شود تشنه و نداند گفتانتخابشده17خواجگی بندگیست خالق را#18شفقت زمره خلایق را#19داروی درد خستگان بودن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 16 از «حکایت» است.سطر پیشینمن سیر آب چون توانم خفت؟→سطر بعدیخواجگی بندگیست خالق را←