مصرع دوم · شماره 40ورنه بر خود بدان که کردی جورشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.37باز داند ستمگران را جای#38ننهد در دراز دستی پای#39گر توانی بدیدن این را غور#40ورنه بر خود بدان که کردی جورانتخابشده41عقد آن جوهری که میبندم#42جز به نام رسول نپسندم#43خواجه او بود و پادشاه خداست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 40 از «حکایت» است.سطر پیشینگر توانی بدیدن این را غور→سطر بعدیعقد آن جوهری که میبندم←