مصرع دوم · شماره 12او مرا زشت گفت و خوب زدمشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.9مرد را گفت قاضی از پشتی:#10زن خود را چرا چنین کشتی؟#11گفت: دشنام داد و چوب زدم#12او مرا زشت گفت و خوب زدمانتخابشده13گفت قاضی که: ای پریشان دست#14کس به چوب این چنین گهر نشکست#15گر سر این لطیف چهرت نیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 12 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت: دشنام داد و چوب زدم→سطر بعدیگفت قاضی که: ای پریشان دست←