مصرع نخست · شماره 15گر سر این لطیف چهرت نیستشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12او مرا زشت گفت و خوب زدم#13گفت قاضی که: ای پریشان دست#14کس به چوب این چنین گهر نشکست#15گر سر این لطیف چهرت نیستانتخابشده16رو طلاقش بده، که مهرت نیست#17مرد دادش طلاق و شد بی جفت#18چون برون رفت زن به قاضی گفت:#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «حکایت» است.سطر پیشینکس به چوب این چنین گهر نشکست→سطر بعدیرو طلاقش بده، که مهرت نیست←