مصرع دوم · شماره 16رو طلاقش بده، که مهرت نیستشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.13گفت قاضی که: ای پریشان دست#14کس به چوب این چنین گهر نشکست#15گر سر این لطیف چهرت نیست#16رو طلاقش بده، که مهرت نیستانتخابشده17مرد دادش طلاق و شد بی جفت#18چون برون رفت زن به قاضی گفت:#19مهر دل چون ندارد آن گمراه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 16 از «حکایت» است.سطر پیشینگر سر این لطیف چهرت نیست→سطر بعدیمرد دادش طلاق و شد بی جفت←