مصرع نخست · شماره 15شیخ را از من این نباشد چشمشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12این چنین روز را به کار آید#13آنمریدش جواب داد که: باش#14دل خویش و درون ما مخراش#15شیخ را از من این نباشد چشمانتخابشده16بر من از خامشی نگیرد خشم#17رنج او چون هبا توان کردن#18خرقه دیگر قبا توان کردن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «حکایت» است.سطر پیشیندل خویش و درون ما مخراش→سطر بعدیبر من از خامشی نگیرد خشم←