کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 15

گفتم که چشم مست تو خونم بریخت گفت

چهرهٔ خواجوی کرمانیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    زاغی که بر کناره باغی نشسته است

    #
  2. 13

    من چون ز دام عشق رهائی طلب کنم

    #
  3. 14

    کانکس که خسته است بتیغ تو رسته است

    #
  4. 15

    گفتم که چشم مست تو خونم بریخت گفت

    انتخاب‌شده
  5. 16

    یک لحظه تن بزن که بخسبد که خسته است

    #
  6. 17

    خواجو چنین که اشک تو بینم ز تاب مهر

    #
  7. 18

    گوئی مگر که رشته پروین گسسته است

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «غزل شماره ۸۹ - شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است...» است.