مصرع دوم · شماره 12
بسی گفتم: قبولم کن، نکرد آن یار چتوان کرد؟
شاعرعراقیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
چو از خوان وصال او ندارم جز جگر قوتی
# - 10
بخایم هم از بن دندان جگر ناچار چتوان کرد؟
# - 11
سحرگاهان به کوی او بسی رفتم به بوی او
# - 12
بسی گفتم: قبولم کن، نکرد آن یار چتوان کرد؟
انتخابشده - 13
چنان نالیدم از شوقش که شد بیدار همسایه
# - 14
ز خواب این دیده بختم نشد بیدار چتوان کرد؟
# - 15
مرا چون نیست از عشقش بجز تیمار و غم روزی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «غزل شماره ۷۷ - من رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد؟...» است.