مصرع نخست · شماره 9
منم دایم تو را خواهان، تو و خواهان خود دایم
شاعرعراقیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
از آن با درد می سازم که تو درمان من باشی
# - 7
بسا خون جگر، جانا، که بر خوان غمت خوردم
# - 8
به بوی آنکه یک باری تو هم مهمان من باشی
# - 9
منم دایم تو را خواهان، تو و خواهان خود دایم
انتخابشده - 10
مرا آن بخت کی باشد که تو خواهان من باشی؟
# - 11
همه زان خودی، جانا، از آن با کس نپردازی
# - 12
چه باشد، ای ز جان خوشتر ، که یک دم آن من باشی؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «غزل شماره ۲۶۴ - نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشی...» است.