مصرع نخست · شماره 43شیخ شبلی به چشم حال بدیدشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.40خرمنش جملگی به باد برفت#41عشق «اویی» او ازو بربود#42او نه معدوم ماند و نه موجود#43شیخ شبلی به چشم حال بدیدانتخابشده44که به غایت رسید کار مرید#45از خراباتیش طلب فرمود#46نقد آن عشق را عیار افزود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 43 از «حکایت» است.سطر پیشیناو نه معدوم ماند و نه موجود→سطر بعدیکه به غایت رسید کار مرید←