مصرع نخست · شماره 79باطنش مست و ظاهرش هشیارشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.76چون کنم؟ چیست چاره کارم؟#77جگرش سوخته، دلش بریان#78سال و مه خسته، روز و شب گریان#79باطنش مست و ظاهرش هشیارانتخابشده80در پی یار و بی خبر ز اغیار#81گر به شهر آمدی، به هر ایام#82نزدی جز به کوی دلبر گام#دربارهٔ این سطرسطر شماره 79 از «حکایت» است.سطر پیشینسال و مه خسته، روز و شب گریان→سطر بعدیدر پی یار و بی خبر ز اغیار←