مصرع دوم · شماره 130رقص می کرد از طرب، بی خویششاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.127تیر کز شست دلبران آید#128هدفش جان عاشقان آید#129چشمه خون روانش از دل ریش#130رقص می کرد از طرب، بی خویشانتخابشده131ذره چون آفتاب را بیند#132در هوایش ز رقص ننشیند#133در رگش چون نماند خون برجا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 130 از «حکایت» است.سطر پیشینچشمه خون روانش از دل ریش→سطر بعدیذره چون آفتاب را بیند←