مصرع دوم · شماره 34داد مشتی مویز و گفت او را:شاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.31شحنه را نیز خواب در پیچید#32گوش کن تا که او به خواب چه دید:#33دید در خواب، کش رسول خدا#34داد مشتی مویز و گفت او را:انتخابشده35بستان این مویز و رو حالی#36خود ببر پیش شیخ غزالی#37چون درآمد به صبح شحنه ز خواب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 34 از «حکایت» است.سطر پیشیندید در خواب، کش رسول خدا→سطر بعدیبستان این مویز و رو حالی←