مصرع نخست · شماره 13بجز اوصاف او نخواند و نگفتشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.10که رخ خوب دوست باز ندید#11دایم از گریه دیده پرخون داشت#12چشمها چشمه های جیحون داشت#13بجز اوصاف او نخواند و نگفتانتخابشده14دایم از حسرتش نخورد و نخفت#15با سگ کوی او همی گردید#16سگ کویش بر آدمی بگزید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 13 از «حکایت» است.سطر پیشینچشمها چشمه های جیحون داشت→سطر بعدیدایم از حسرتش نخورد و نخفت←