مصرع دوم · شماره 14دایم از حسرتش نخورد و نخفتشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.11دایم از گریه دیده پرخون داشت#12چشمها چشمه های جیحون داشت#13بجز اوصاف او نخواند و نگفت#14دایم از حسرتش نخورد و نخفتانتخابشده15با سگ کوی او همی گردید#16سگ کویش بر آدمی بگزید#17تا بدو خادمی پیام آورد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 14 از «حکایت» است.سطر پیشینبجز اوصاف او نخواند و نگفت→سطر بعدیبا سگ کوی او همی گردید←