مصرع نخست · شماره 17تا بدو خادمی پیام آوردشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14دایم از حسرتش نخورد و نخفت#15با سگ کوی او همی گردید#16سگ کویش بر آدمی بگزید#17تا بدو خادمی پیام آوردانتخابشده18کین گذشت از حکایت آن کرد#19سر خود گیر و گوش کن سخنی#20چون تویی را کجا رسد چو منی؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «حکایت» است.سطر پیشینسگ کویش بر آدمی بگزید→سطر بعدیکین گذشت از حکایت آن کرد←