مصرع دوم · شماره 18پای خود شیخ دین به امرد دادشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.15رفت تا درگه اتابک سعد#16تیز روتر ز سیر برق از رعد#17گفت: ای پادشاه دین، فریاد!#18پای خود شیخ دین به امرد دادانتخابشده19سعد زنگی، ز اعتقاد که داشت#20در حق شیخ افترا انگاشت#21کرد روزی مگر عیادت شیخ#دربارهٔ این سطرسطر شماره 18 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت: ای پادشاه دین، فریاد!→سطر بعدیسعد زنگی، ز اعتقاد که داشت←