مصرع نخست · شماره 25چون اتابک به چشم خویش بدیدشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.22دید حالی که بود عادت شیخ#23دلبری دید، همچو بدر منیر#24چیست در بر گرفته پای فقیر#25چون اتابک به چشم خویش بدیدانتخابشده26از حیا زیر لب همی خندید#27بود نزدیک شیخ سوزنده#28منقلی پر ز آتش آکنده#دربارهٔ این سطرسطر شماره 25 از «حکایت» است.سطر پیشینچیست در بر گرفته پای فقیر→سطر بعدیاز حیا زیر لب همی خندید←