مصرع دوم · شماره 28منقلی پر ز آتش آکندهشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.25چون اتابک به چشم خویش بدید#26از حیا زیر لب همی خندید#27بود نزدیک شیخ سوزنده#28منقلی پر ز آتش آکندهانتخابشده29پای ها از کنار آن مهوش#30چست در زد به منقل آتش#31گفت: چشمم اگر چه حیران است#دربارهٔ این سطرسطر شماره 28 از «حکایت» است.سطر پیشینبود نزدیک شیخ سوزنده→سطر بعدیپای ها از کنار آن مهوش←