مصرع دوم · شماره 30چست در زد به منقل آتششاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.27بود نزدیک شیخ سوزنده#28منقلی پر ز آتش آکنده#29پای ها از کنار آن مهوش#30چست در زد به منقل آتشانتخابشده31گفت: چشمم اگر چه حیران است#32پای را پیش هر دو یکسان است#33آتش از تن نصیب خود طلبد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 30 از «حکایت» است.سطر پیشینپای ها از کنار آن مهوش→سطر بعدیگفت: چشمم اگر چه حیران است←