مصرع نخست · شماره 31دل بخواهد که دیده را بیندشاعرعراقیاثرمثنویقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.28با خود آورده ایم، آن ز نخست#29هر چه دل را بدان نباشد آز#30دیده فارغ بود ز دیدن باز#31دل بخواهد که دیده را بیندانتخابشده32دیده حیران، که تا کجا بیند؟#33اندران ره کزو نشان جویند#34سر فدا کرده، ترک جان گویند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 31 از «مثنوی» است.سطر پیشیندیده فارغ بود ز دیدن باز→سطر بعدیدیده حیران، که تا کجا بیند؟←