کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 9

سر نپیچم ز کمندت به جفا آن صیدم

چهرهٔ هاتف اصفهانیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 6

    لیک جور این همه با خلق خدا نتوان کرد

    #
  2. 7

    فلکم از تو جدا کرد و گمان می کردم

    #
  3. 8

    که به شمشیر مرا از تو جدا نتوان کرد

    #
  4. 9

    سر نپیچم ز کمندت به جفا آن صیدم

    انتخاب‌شده
  5. 10

    که توان بست مرا لیک رها نتوان کرد

    #
  6. 11

    جا به کویت نتوان کرد ز بیم اغیار

    #
  7. 12

    ور توان در دل بی رحم تو جا نتوان کرد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 9 از «غزل شماره ۴۳ - گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد...» است.