کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دومِ میانی · شماره 48

سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست »

چهرهٔ ملک الشعرای بهارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 45

    زنده جان بشر از حکمت و پند تو بود

    #
  2. 46

    سعدیا! گردن جانها به کمند تو بود

    #
  3. 47

    « من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود؟

    #
  4. 48

    سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست »

    انتخاب‌شده
  5. 49

    راستی دفتر سعدی به گلستان ماند

    #
  6. 50

    طیباتش به گل و لاله و ریحان ماند

    #
  7. 51

    اوست پیغمبر و آن نامه به فرقان ماند

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 48 از «شماره ۱ - سعدیا! چون تو کجا نادره گفتاری هست؟...» است.