مصرع نخست · شماره 19
تو از من نیستی غایب که اندر جان خیال تو
شاعرسیف فرغانیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 16
ز بیم آنکه گویندم که حضرت را نمی شایی
# - 17
اگر چه دیده مردم بماند خیره در رویت
# - 18
ببخشی دیده را صد نور اگر تو روی بنمایی
# - 19
تو از من نیستی غایب که اندر جان خیال تو
انتخابشده - 20
مرا در دل چو اندیشه است و در دیده چو بینایی
# - 21
مرا با تو وصال ای جان میسر کی شود هرگز
# - 22
که من از خود روم آن دم که گویندم تو می آیی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 19 از «غزل شماره ۱۱۴ - زهی خورشید را داده رخ تو حسن و زیبایی...» است.