مصرع نخست · شماره 45بپرس آن را که جسم از ناقه خونستشاعرسعدیاثرمثلثاتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.42تزان مسکی خبر هن کش خه نان نی#43تلقفت الشوا و البقل بعده#44سل الجوعان کیف الخبز وحده#45بپرس آن را که جسم از ناقه خونستانتخابشده46که قدر نعمت او داند که چونست#47غرش نان هاجه از حلوا نپرست#48نن تی گلشکر هن غت بگریت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 45 از «مثلثات» است.سطر پیشینسل الجوعان کیف الخبز وحده→سطر بعدیکه قدر نعمت او داند که چونست←