کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 17

چو از پای تو آخر خون روان شد

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 14

    چرا بودی بدرد پای خرسند

    #
  2. 15

    یکی فرتوت پایت خسته کرده

    #
  3. 16

    تو گشته مستمع لب بسته کرده

    #
  4. 17

    چو از پای تو آخر خون روان شد

    انتخاب‌شده
  5. 18

    توان گفتن که از پس می توان شد

    #
  6. 19

    چنین گفت او که ترسیدم که آن پیر

    #
  7. 20

    خجل گردد خورد زان کار تشویر

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 17 از «(۱۷) حکایت آن مرد که پیش فضل ربیع آمد» است.