کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 387

روان می گفت شعر و می فرستاد

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 384

    ز شادی اشک بر رویش روان شد

    #
  2. 385

    نمی دانست کاری آن دلفروز

    #
  3. 386

    بجز بیت وغزل گفتن شب و روز

    #
  4. 387

    روان می گفت شعر و می فرستاد

    انتخاب‌شده
  5. 388

    بخوانده بود آن گفتی بر استاد

    #
  6. 389

    غلام آنگه بهر شعری که خواندی

    #
  7. 390

    شدی عاشق تر و حیران بماندی

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 387 از «(۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او» است.