کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 540

همی انداخت کفک از نور بیرون

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 537

    علی الجمله چو آمد زنگی شب

    #
  2. 538

    نهاده نصفئی از ماه بر لب

    #
  3. 539

    همه شب قرص مه چون قرص صابون

    #
  4. 540

    همی انداخت کفک از نور بیرون

    انتخاب‌شده
  5. 541

    بدان صابون بخون دیده تا روز

    #
  6. 542

    ز جان می شست دست آن عالم افروز

    #
  7. 543

    چو زاغ شب درآمد، زان دلارام

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 540 از «(۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او» است.